یه حس عجیبی دارم ، او زمانها که باردار بودم و بعدش هم که بچه ها تازه به دنیا اومده بودن ، فکر میکردم این روز خیلی دیر برسه ، خیلی از خودم دور میدیدمش ، ولی اون روز هم رسیدددد.... من فردا باید بعد از یه عالمه وقت دوری از کار برم سرکار ، حالم یه حال خاصیه ، استرس ، ناراحتی و هیجان و... باهم قاطی شده!
میترسم از پسش بر نیام ، دوتا بچه ای که هنوووز خیلی کوچیک هستن ، و بمن وابسته ان، دل تو دلم نیست ، نمیدونم چه اتفاق هایی قراره بیوفته!
بچه هام عادت میکنن به دوری چند ساعته از من 🥲
دلتنگشون میشم ولی مجبورم و برای کارم تعهد خدمت دارم ، برای کارم زحمت ریاد کشیدم ، خیلی دوسش دارم ولی همش میترسم انرژی کم بیارم، خدایا خودت بمن کمک کن ، دل منو آروم کن ، مواظب گل های من باش ، به اونا هم آرامش بده که دور از من اذیت نشن ...😞
# ۱-مهر-۱۴۰۲
# الحمدلله علی کل حال
# دختر و پسر قشنگ مامان🥰