2777
2789

سلام من نه ماهه عقد کردم خانواده شوهرم خوبن در حد ها ی خرج میکنم اما مشکلم وابستگی زیاد شود به شوهرمه به طوری که یبار شوهرم اعصابش خورد بود پدر شوهرم فکر نکرده که کی مقصره با من برخورد بدی کرد هر چند شوهرم مث شیر جلوشو گرفت ازم دفاع کردم اما من بی احترامیشونو یادم نمیره دلم میخواد حذفشون کنم از زندگی من و شوهرم عاشقانه ازدواج کردیم ولی الان هر چی حرص دنیا از خانواده شوهر تو دلمه نمی‌دونم چیکار کنم تورو خدا کمکم کنین نمیتونم ببخشمشون ارتباط دارم باهاشون قهر نیستم اما پدر شوهرم روزی یکی دوبار زنگ میزنم به شوهرم  هروقت میبینم عذابمه حس میکنم زن اولش ن انگار خود شوهرمو اعتراف کرده باهاشون صحبت کرد بهتر شده اخلاقاشون ولی من یادم نمیره نزدیک پریودیام که اعصابم خورده فقط حرصم از اونا برام یادآور میشه با شوهرم حرف زدم فایده نداشت در کل آدم های بدی نیستن ولی خیلی وابسته شوهرمو و این داره عذابم میده

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من فکر میکنم مشکل از شماست، روشون کلید کردی

یعنی چی چرا به شوهرم وابستن؟ خب بچشونه یه عمر بزرگش کردن، مگه میشه نباشن؟!!!

شما خودت خانواده ندار؟ دوستت ندارن؟ روزی یه بار باهاشون در ارتباط نیستی حداقل؟

حرفایی میزنید

منم کلی عقده دارم ازشون ولی نمیتونم چیزی بگم…. تازه تو یه ساختمونیم و مادرشوهرم هرروز میاد خونمون😐 فک کن یکی که بهت بدی کرده خوش ترین روزاتو کوفتت کرده هرروز مجبور باشی چای بزاری جلوش و ازش پذیرایی کنی

خدایا خودت شاهدی به سختی به شوهرم رسیدم خودت برام نگهش دار 🤍

اکثرا همینن ولی باید به خودمون بگیم ممکن پدر و مادر خودمون هم باهامون بد برخورد کنن

من با این داستان کنار میام وگرنه که نمیشه 

البنه من الام ۴ساله خونشون نرفتم .اونها هم پارسال تیر خونمون اومدن.دوریم از هم 

ولی من چون مادرشوهرم خسته میشه چند روز خونشون بمونیم کم میرم 


کاملا حق داری 

از زندگیتون نمیتونی حذفشون کنی ولی میتونی از دایره ی اهمیت خارجشون کنی 

کم کم باسیاست نقششون رو کمرنگ کن 

کم دعوتشون کن ولی به شوهرت نگو چون اذیت شدم نمیخوام ببینمشون، بهانه های دیگه بیار . بگو سرم شلوغه ، کار دارم درس دارم ، یا هر بهانه ای که متناسب مدل زندگی خودته. 

وقتی شوهرت میخواد در موردشون حرف بزنه ، بحث رو عوض کن. توی خلوت دو نفره تون به هیچ وجه درموردشون حرف نزنید ، نه خوبیشونو بگید نه بدیشونو. 

اینجوری کم کم از دایره اهمیت خارج میشن . 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792