دیگه هر شب خواب بد بد ولی پنج نفر بودن یکیش همزاد خودم بود ی دختر همسن خودم بود یکم بور بود مثل خودم
ی دود سبز
ی پسر بچه هشت سالع
ی جوون ک شبیه و شکل شوهرم بود (اون وقت مجرد بودم و شوهرمو اصلا ندیده بودما)
و ی سایه ی خیلی سیاه کوتاه لاغر
تو خوا منو میزدن میخواستن بکشن منو فوحش میداد خواب میدیدم میخان بهم تجاوز کنن جز او ن جوون ک میگم شبیه شوهرم هیچ کاری نمیکرد و فقط نگاهم میکرد