2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ولی یبار کنجکاویم گل کرد برای اینکه بدونم بدون دلیل رفتم پیش ی زنه ک سر کتاب باز میکرد بعد از اون شر ...

و کم کم صدای باز شدن اب تو حموم میشنیدم ایقدر خنگ بودم ک حواسم اصلا ب همزاد و جن و پری نبوذ میگفتم حتما اشتباه کردم  و خیلی چیزای دیگه گذشت ی روز رفته بودم عکاسی منه حنگ اومدم تو ی خونه خرابه لباسمو عوض کردم فقط بالا تنه

خب گلم ادامه ؟

اجی خیلی اذیت میشدم فقط همین وحشتناک با روح روانم اسیب دید 

هر شب خواب بد تو همون خونه خرابع میدیم یا سمت خونه ی اون زنه من اصلا دعایی هم نکردما فقط سرکتاب باز کردم حتی تو خیابون راه میرفتم صدای پا پشت سرم میومد یهو بر میگشتم هیچی نبود هیچی ی ثانیه برمیگشتم هیچی نبود ی شب خاب بودم بین عالم خواب بیداری بودم البه یهو ی صدای محکم زیر تختم اومد مث این فیلما بخدا یهو چشام نیمه باز بود ی دود سبز رنگ از زیر تختم بلند شد اومد کامل روم و من دیگه خابم برد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز