ما توی یه خونه بودیم خیلی قشنگ بود
حمام دسشوییش دوتا در جدا داشت
بعد خاهرم رفت توی دسشوییش دیدم نیامد من رفتم توی حمام و متصل میشه ب دستشویی رفتم دیدم حمام چقدر خوشکل بود بعدش یهو خاهرم رفت زیر دوش حمام
بطری ۱ونیم لیتری دارم توی این آب میخورم این واقعیت هستش
بعدش صحنه حواب عوض شد دیدم من و مادرم توی جاده بودیم دیدم خاهرم دورش فقط ی حوله پیچیده گفتم ساجده توی جاده ایم چرا لباس نداری از حمام اومدی بعدش مادرم لباسشو تن کرد بعد کنارم ی خانم بود افغانی بو د
این بطری منو زیر پاش کرد همش لگد مبکرد ولی آب ها نمیریخت منم عصبی شدم داد زدم
گفتم چرا اینجوری میکنه پسرت مادره بغص کرد گفتم اشکالی نداره حالا از زیر پاش برداشتم آب ها رد ریختم روی قبر یه اقاییی