2777
2789

من قبل از اینکه ازدواج کنم ب طرز عجیبی اذیت شدم داغون شدم داغون،  پنج نفر ب شکلای مختلف بودن، جالب اینجاست ک اونی ک تو خوابام میدیدم بیشتر و اصلا تو عالم واقعیت اذیتم نمیکرد فقط نگام میکرد ولی بقیشون داغونم کردن از ترس از کارایی ک نصف شب میکردن تو اتاقم  ولی این طرف ک پسر جوونی بود فقط نگاهم میکرد و کاری نمیکرد خیلی برام جالبه ک اون پسر جوون چهرش مثل چهره ی شوهرمه اینم بگم من مجرد بودم اون وقت بعد از دو سه ماه خودم و شوهرم اشنا شدیم عاشق هم شدیم ازدواج کردیم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   reyhaneee  |  3 ساعت پیش
توسط   iminam  |  3 ساعت پیش
توسط   ramin_gold  |  3 ساعت پیش