تروقرآن کمک کنید،اگه میخواین بنویسید حقته و فلان یا سوالای الکی و اینا لطفا نیاین ، خودم میدونم کارم اشتباهه
من قبلا خانواده یه بار سر سیگار مچمو گرفتن ،اولین بارم بود تو اتاق ، حتی بلد نبود بکشم
الان اومدم خون مادربزرگم ، در اتاقو بستم بو نره ولی متاسفانه رفت ، مادربزرگم فهمیده
میدونم الان میره به همه میگه،کسی هم نیست که رازدار باشه، پیاز داغشو صد برابر میکنه به بابام میگه اون موقع دیگه از همه چی محروم میشم
تروخدا یه لحظه درک کنید، بهم بگید چیکار کنم مادربزرگو که نره بگه، خواهش میکنم هر راهی دارین بگید
من خودم شرایط زندگیم خوب نیست واسه افسردگی قرص مصرف میکردم ، این باز تکرار بشه به فنا رفتم
خواهش میکنم بگید چیکار کنم