از لحاظ روحی نیاز دارم همزمان نزدیک ولیعصر تهران زندگی کنم، اصفهان بگردم، تو حافظیه ی شیراز قدم بزنم، تو مشهد هرروز برم حرم امام رضا زیارت، توی مازندران همه ی غذاهارو امتحان کنم، توی کیش ماشین سواری کنم، عصر ها تو جنگل های گلستان چایی بخورم، غروب خورشیدو از ساحل بوشهر و شب ستاره ها رو از آسمون کویر یزد ببینم:)🚶♀️
منم همچین حرفایی رو از زبون کسی که باهاش در ارتباط بود شنیدم. ولی خودش انکار کرد🥺💔
چه ها با جـــــــان خود♡. دور از رخ جانان خــــــود کردم. مگــــر دشمن کند این ها. ♡ک من با جــــــان خود کردم.♡ طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری♡. غلط میگفت♡. خود را کشتـــــــــم و درمــــــان خود کردم♡. ☆به قول شاعر ☆شبهای هجر را گذرانده ایم و زنده ایم..... ♡مارا به سخت جانیه خویش این گمان نبود♡
مگه من چی کم دارم بخاطرش اون همه سختی کشیدم خودش میدونه چقد دوسش دارم چرامنودوس نداشته باشه اینارو شنیدم انقداعصبانیم که میگم مهریمم ببخشم جداشم ازش بعد میگم جداشم نمیتونم بدون اون زندگی کنم نمیتونم فراموشش کنم حتی تصورش برام سخته که بایکی دیگه رابطه داشته باشه😔😔😔
اره به من گف بیای بعنوان خدمتکارمیای حتی جدامیخوابیم انتظارمحبت ازمن نداشته باشی انتظارنداشته باشی خونه اومدنی نازتوبکشم باهات حرف بزنم فقط دخترمونگهداری😔