سلام بچه ام ۴ سالش حدودا چن تا دندون خراب داشت نمینشست مجبور شدیم با بیهوشی ترمیم کنیم ، همه چی خوب بود مشکلی هم نبود فقط موقعی که میبردن برا بیهوشی از من جداش کردن به زور گفتن نمیشه بیای خیلی گریه میکرد گفتم بعد بیهوشی برم بیرون گفتن نمیشه، بعد ریکاوری هم موقع بهوش اومدن که چشماش باز میکرد من پیشش نبودم، اینا خیلی اعصابم خورد کرده یادش میفتم گریه میکنم فقط ، کسی تجربه داشته شما رو گذاشتن تو واقعا بی انصافی نکردن
خب روند درمانه،بصلاح خودشه،ناراحتی نداره،منم ۶سالم بود چشمام عمل کردم ،بدون حضور پدرومادرم اتاق عمل بردنم وبیهوشی وبعد تو ریکاوری بهوش اومدم،ناراحت بودم ولی بهرحال پروسه درمانه،واختیاری نیس
خب روند درمانه،بصلاح خودشه،ناراحتی نداره،منم ۶سالم بود چشمام عمل کردم ،بدون حضور پدرومادرم اتاق عمل ...
بستگی به دکتر و محل انجام این کار داره. من دخترم بیهوشی لازم نداشت اما دیدم دکترش به مامان ها اجازه میده موقع بیهوش کردن و به هوش اومدن، کنار فرزندشون باشن. بچه ۴ ساله برای این تجربه و احساس ترس اینجوری کوچیکه
خب روند درمانه،بصلاح خودشه،ناراحتی نداره،منم ۶سالم بود چشمام عمل کردم ،بدون حضور پدرومادرم اتاق عمل ...
گفتم بیهوشش کنید بعد ازمن جدا کنید قبول نکردن نمیدونم اون تو چی کشیده ، بعد ریکاوری هم که میاوردن گریه نمیکرد، انتظار داشتم گریه کنه میگم حتما خیلی ترسیده شک شده چرا گریه نمیکرد
جدی خیلی دلم میگیره یادم میفته بچه یادش رفته ولی از ذهن من بیرون نمیره
ما مامانا برای اینجور چیزا خیلی ناراحت میشیم. اما اشکال نداره در عوض دندوناش درست شده. ضمن اینکه اگر اضطراب جدایی پیدا نکرده یا دیگه یادش نیست شما خودت رو ناراحت نکن. تقصیر شما که نبوده، روند کار اونجا اینجوری بوده
دختر منم که بردن اتاق عمل برا میل زدن چشمش ۱۰ماهش بود ازم جداش کردن بردن جونم ب لبم رسید خیلی گریه کرد ولی قبل ب هوش اومدنش صدامون زدن اول آبجیم رفت بچه رو بگیره بعد منم گذاشتن برم آبجیم کارمند بیمارستان بود یجورایی پارتی شد
کاش انتهای لحظه ها تکرار دوباره ی باتو بودن بود😔 داداشم علی جانم