خب نمیدونم چی بگم با یکی دوسال پیش آشنا شدم همو حیای میخاستیم وسطاش بابام فهمید و سختم شد و ب گایی گوشی و گرفت و آخراش دختر بازی کرد و هول بود خیلی میخاستم بعدم یکجورایی از بابام میترسیدم و تهدیدم کرد ب یک کاری همه خانوادهامون میدونستن غیر بابام بعد کاری ک تحدید ب پرده و اینا قبول کردم چندماهی از این موضوع میگذره و زدیم بهم و تموم کردیم خانوادهام دیگ راضی نیستن پسره هم بی ذات و کارد گرفته ابرو واسم نزاشته 😭😭