من با خواهرم یکی دو روزه سر سنگینم..امروز با ماشینش رفت بیرون
دختر عمم میخواست بیاد خونمون که دوست صمیمیم هم هست..تا دیدم خواهرم رفت بیرون زنگ زدم دختر عمم گفتم به آجیم زنگ بزنه تا بره سراغش چون اطراف خونه اونا کار داشت
آجیم بهش گفته بود من ماشینم خرابه خونه ام😐
وای انگار یه پارچ آب یخ ریختن روم حالم خیلی بده
چطور این قضیه رو جمع کنم؟خیلی زشت شد
دوس ندارم دختر عمم باهامون قطع ارتباط کنه