2777
2789
عنوان

اولین داستان بد زندگیم (خفت گیری)

700 بازدید | 7 پست

حدود بیست و پنج شش سال پیش من یه جوون ۱۷ ساله با ماشین لندروور داشتم از یه جاده کوهستانی رد میشدم.سر یه سه راهی یه نفر ایستاده بود و و من بر خلاف رفتار همیشگی که کسی رو سوار نمی کردم نمیدونم چرا ایستادم و سفارش کردم.یه مرد قوی هیکل بلند قد اومد جلو پیشم نشست.جلوی لندروور سه تا صندلی داره.همینطور که با هم داشتیم می رفتیم و صحبت میکردیم دیدم یواش یواش داره سر میخوره و میاد صندلی وسطی و کنار من .وون داشت تعریف میکرد و من که هزارتا فکر اومده بود تو سرم که چرا سفارش کردم.چه منظوری داره آیا.هر چی تو جاده دنبال یه ماشین ایستاده میکشمت.دنبال یه جایی که بتونم بایستم و بهش پناه ببرم کسی نبود.وون مرد هم دیگه کامل اومده بود کنار من نشسته بود و همینطور داشت از خلوت بودن جاده تو این ساعت شب و اینکه خیلی وقته ایستاده و کسی سوراخ نکرده برام تعریف میکرد..منم سعی میکردم خودمو بچسبونن کاملا بخوره راننده.در سمت راننده لندروور یه جیب داره و من همیشه یه چاقو تو اون جیب داشتم.حالا دیگه چاقو رو با دست چپم گرفته بودم و پیش خودم گفتم اگه کوچکترین حرکتی کرد با چاقو میزنمش. حالا جاده ده کیلومتری مگه تموم میشد.اون آقا کاملا اومد کنار من نشست و دستشم انداخت روی صندلی راننده پشت سر من..دیگه داشتم تصمیم میگرفتم که بزنم قبل اینکه کاری کنه..ولی سر پیچ یکم فاصله از من زیاد شد و همونجا موند یکم.ولی بعد یکی دو دقیقه باز شروع به صحبت کرد و باز اومد کنار من و نزدیک ترین حالت ممکن..خدا یا چرا این مسیر تموم نمیشه..چکار کنم.چرا کسی نیست.با همین افکار یواش یواش رسیدم به انتهای مسیر.ایستادم و گفتم آقا من اینجا اخره میبرمت.گفت دستت درد نکنه و پیاده شد..دست کرد تو جیبش کرایه بده.یه مقدار پول کاغذی از جیبش در آورد و تعارف کرد..من گفتم پول نمیخوام.مسافر کش نیستم.حالا اون پیاده شده بود و در کامل باز و داشت کرایه میداد.باز گفت چقدر بهت بدم کرایه..گفتم آقا لازم نیست.برو..گفت چی میگی.نمیشنوم.گفتم کرایه لازم نیست.برو بسلامت..گفت یکم بلند تر بگو..من گوشیم سنگینه.نمیشنوم..داد زدم که آقا کرایه نمیخوام..گفت ممنون و درو بست و رفت و منم حرکت کردم..تازه متوجه شدم که این بنده خدا گوشش سنگین بوده و وقتی که تو ماشین حرف میزدیم نیومده نزدیک من که صدام و بخشنده.. خدا شاهده چند جا از مسیر اگه کوچکترین حرکتی میکرد با چاقو میزدمش.. و از اون موقع تا حالا دیگه مسافر سوار نکردم.حتی روز روشن

منم پارسال كادو تولدم برام ماشين خريده بودم رفتم بيرون لاهاش دوز بزنم وايستادم يجا بهو دوتا گولاخ سوار شدن همهههه چبمو گوشي و اينامو بردن +ماشين خدارحمم كرد پليس اونجا بود اينا پشت چراغ گير افتادن تونستم چيزامو پس بگيرم

.    پروانم پر زد از پيله رفت…                                            دست بر نميدارن رعد و برقا !حقيقت تلخه مثه ي كافي سر صب..                            بيام ي جي باشه دم ايرپرت ياالله🦥.                                 تو تك ستاره اي هنوز تو اسمون من ي نوري توي تاريكي شب!...🌝🫶�                                                                كاش ميدونستم اخرين غروبه:)ً.                                    قول دادم الكي قول ندم هرچي شد نرم.                           تاريخ باز تكرار شده كسي نميتونه جانيو انكار كنه!!                                    اسمامون رو شناي ساحل چه زود پاك شدن با موجاي دريا               

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز