دقیقا تو همچین شرایطی بودم خودمم باردار بودم اونموقع
۶ ماه بود عروسی کرده بودیم ۳ ماهه باردار بودم
بچه خواهر شوهرم دنیا اومد کلا خونه پدر شوهرم بود ماهم توی یک ساختمون بودیم ...
شوهرم کلا پیش بچه خواهر شوهرم بود منم میرفتم پیششون تازه ب خواهر شوهرم کمک هم میگردم
هردو خیلی بچشو دوست داشتیم و همش نگاش میکردیم باهم گهوارهشو تکون میدادیم
این دیگه عصبانیت نداره