یه دفتر برداشتم،خاطراهامونو بنویسم،بعد از یکسال .
داشتم خاطرات شب نامزدیو مینوشتم یهو یادم اومد.
همسرم اخر شب که رفتن استوری گذاشت همه فکر میکنن خوشحالی اما ناراحتی حس کردم یکی دیگه رو دوست داره.
بعدها که رفتیم بیرون پارک قدم میزدیم اهنگ غمگین ناصر پور کرمو میذاشت ( ساحل )
بغض میکرد.خیلی این اهنگو میذاشت فکر کردم کسیو دوست داره که فراموشش نکرده هنوز براش سخت بوده هیچوقت به روش نمیوردم ولی غصه میخوردم.
قبل از مراسم عقدمو اهنگ شاد گذاشتم برقصیم محل نداد دوباره این اهنگ اتفاقی پلی شد رفت تو فکر.
همیشه میگفت اینو برای تو گوش میدم.
یکی دیگه ام بود برای زخم کاری بهنام بان.ی خونده خیلی این دوتارو گوش میداد و بغض میکرد همیشه.
تو عقد محضر خییلی تو فکر بود استرس داشت.تو جشن عقدمونم اصلا نگاهم نمیکرد نمیگفت خوشگل شدی تعریف نمیکرد .
همیشه فکر میکنم یکو دوست داره که از ذهنش بیرون نمیره من اینارو فراموش نکردم امادبیخیال شدم
تا اینکه با یکی از خطاش که هیچوقت بهم نمیداد واتساپ داشت بزور از گرفتم شمارشو.
چند روز پیش بیو واتسپ گذاشته خدا که میدانست.نمیدونم حساس شدم یا واقعا حق دارم