خودشون دو تا خونه داره یکی روستا یکی اینجا شهر
بهار و تابستون روستا می مونن
جاری کوچک هم خونه اونا تو شهر هستن چند وقته
بعد الان مادرشوهرم از شنبه تنها پاشده اومده شهر
ولی جالبه خونه خودش نمی مونه
میاد خونه ما می مونه .
حالا من مشکل ندارم .ولی پنجشنبه شوهرم میاد .من دوست دارم تنها باشم شاید بخوام لباس باز بپوشم آرایش کنم .بغلش کنم ...
بعد جالبه میگه من چند روز هستم
بابا برو خونه ت بمون .جالبه برای کار جاری بزرگ اومده لحاف تشک اونو بشوره
ولی خونه هیچ کدوم جا نداره حتی اجازه ندارم خونه خودش بمونه
چند روز میاد اینجا می خوابه
اومدنش هم با خودشه .رفتنش با خدا هست
این سری اگه رفتم پیش پدرشوهرن باید بگم هر کس که مجبور ت می کنه مادرشوهر بیاد لحاف شو بشوره همونم مدیریت کنه دیگه ...
بهانه شونم اینه ما تنها نمونیم .والا بمبئی نیست .اگه هم دزد بیاد مگه مادرشوهر سوپر منه اونم میزنه دیگه اه
به نظرتون فردا میره یا نه ؟