ماجرای ما برعکس بود اون استوری میزاش منم نتونستم تحمل کنم پیام دادم
ی ۲۰۷ مشکی. سپهر بابا کجایی . اراز ببخشید دیر رسیدم مامان . دختر من دکتر بود مانی بابا تو برو منم میام . به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد .عروسیه داداشمه دست بزنید .
ی ۲۰۷ مشکی. سپهر بابا کجایی . اراز ببخشید دیر رسیدم مامان . دختر من دکتر بود مانی بابا تو برو منم میام . به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد .عروسیه داداشمه دست بزنید .