2789
عنوان

پسره ی هول 😐

221 بازدید | 13 پست

من ۱۵ سالمه (خواهشا نگید چرا اینجایی)دیشب رفتم مغازه برای ماسک صورت مامانم همون دورور بود مرده گفت تو نباید ماسک بزنی و اینا بهت میگم باید چیکار‌ کنی گف شمارتو بده منم حس کردم هوله دست پاچه شدم شماره مامانمو دادم گف اسمت فامیلی مامانمم گفت گفت اسمت بعد گفتم فلانی من تا اینجا هنوز مطمئن نبودم که واسه ماسکه یا واسه دختر بازی بعد گفت پایه ای شب بریم بیرون من همونجا از مغازه زدم بیرون هنوز استرس دارم نمیدونم چرا

نه ذات رو میشه تغییر داد نه لیاقت رو میشه تزریق کرد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اصلا واسه چی بهش شماره دادی میگفتی همینجا بگو دیگه شماره میخوای چیکار😐

گفتم بگو بعد گفت شمارتو بده منم بیشتر فکرم به ماسکه بود خب

نه ذات رو میشه تغییر داد نه لیاقت رو میشه تزریق کرد
فک کردم میخواد برا ماسکه بگه بیشتر

ساده نباش اگ میخواست برا ماسک بگه همونجا میگفت دیگ 😐 مگ مردم بیکارن ک برا راهنمایی ماسک ب مشتریاشون زنگ بزنن راهنمایی کنن ک هم پولشون بره هم وقتشون 😐🤣

ب هیچ وجه درخواست دوستی نمی‌پذیرم 👿 کاربری دست دو نفره 👭 ... هر بژی کورد 
ساده نباش اگ میخواست برا ماسک بگه همونجا میگفت دیگ 😐 مگ مردم بیکارن ک برا راهنمایی ماسک ب مشتریاشون ...

خب من تجربه ای در این مورد نداشتم اصلا

نه ذات رو میشه تغییر داد نه لیاقت رو میشه تزریق کرد
خب من تجربه ای در این مورد نداشتم اصلا

میدونه عزیزم منم اینو میگم تو الان دختری و سادا هم هستی هزاران گرگ الان پیدا میشه دیگ ب هیچکی اعتماد نکن مثلا خودمم ی دوره گرد ک ۴۵ سالش بود و قیافه و استایل صفررر ر اصصصصسلا سلام من نمی‌خورد نمیدونم با چ رویی مامانم ازش قسطی کرده بود پارسال یواشکی گفت شماره تا تصفیه کنیم تا دو روز حالم بد بود مامانمو آوردم تو کارت وبش دادم گفتم برو پسش بده مامانم گفت خو همه قسطی کردن گفتم نه ببر پس بده بیای برات میگم و همشم میگفت دایی دایی من چن باری ازش پارچه گرفتم البته با مامانم میرفتم خب میومد تو کوچه بخدا الانم ک دو سال میگذره صداشو می‌شنوم حالم بد میشه 

#‍ هیچوقت اعتماد نکن فقط بابات داداشت دیگ هیچکی 

همون دو هفته پیش پسر عمه ام همش مزاحمم میشد ک ب بابامو مامانم گفتم ترسیدم نامزدم بعدا بفهم و بابام بهش زنگ زد دعواش کرد دیگ مزاحم نشد 

ب هیچ وجه درخواست دوستی نمی‌پذیرم 👿 کاربری دست دو نفره 👭 ... هر بژی کورد 

اخه واسه چی شماره دادی بچهههه

 میگفتی همینجا بگو دیگه  

نه مرگ آنقدر ترسناک است، و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد...❤️🩹 جایی دورتر از خودم ایستاده ام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند! و چه بیرحمانه تنهاست، و چه به ناچار قوی...🖤

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز