نوشته های من برای شروع دوباره؛ 😊🥰
من چند ساله زندگیم گذاشتم برای درس خوندن.. قید خوشی هامو زدم، نفهمیدم چهار فصل سال چه جوری گذاشت فقط هدفم این بود استخدام بشم و یک زن موفقی بشم
خواستم چند سال دیگه که به امروزم نگاه میکنم به خودم افتخار کنم بگم آفرین به این همه پشتکار..
میخوام از فردا دوباره تلاش کنم و بخونم واسه مصاحبه.. میخوام موقعی که جواب مصاحبه میاد دوباره گوشی رو بردارم زنگ بزنم به مامانم و بابام، بگم مصاحبه رو قبول شدم.. اونام خوشحال بشن بگن بهت افتخار میکنیم چقدر خوشحالیم که تو دختر مایی..
میخوام تو اون لحظه تو چشمای همسرم، خوشحالی رو ببینم که میگه میدونستم موفق میشی، پسرمم بیاد بگه مامان قولت یادته؟ برام طوطی میخری؟ 🥹
میخوام تنبلی، بی حالی، افسردگی،.. همه رو بزارم کنار.میخوام همون سابق خودم بشم که خستگی ناپذیر بود و پر از امید...
میخوام موقعی که رفتم سرکار.. اولین حقوقمو گرفتم خودم دعوت کنم به یک کافی شاپ خوووب، یه قهوه و کیک سفارش بدم.. بعد لبخند بزنم به خودم، بگم دیدی آخرش شد دیدی آخرش تونستی و جا نزدی... نه خستگی، نه مشکلات، نه ناراحتی هیچکدوم نتونست باعث بشه که تو تلاش نکنی... 🥹
خدایا... کمکم کن. بهم انگیزه بده. میخوام دوباره شروع کنم.
خدایا... منو ببخش اگر جا زدم... اگر ناامید شدم.. بنده ی حقیرت بعضی وقتها کم میاره .. ولی خودت دستامو بگیر که بلند شم.. میخوام به همه ی آرزوهام برسم
فقط یه ذره راه مونده...
دوستت دارم خدای من
دوستت دارم خیلی زیاد