خواهر شوهرم هفته ای دوبار زنگ میزنم میاد خونمون با بچه هاشو دو روز میمونه بعد میرن هرچی هم میگم نیستیم باز فرداش زنگ میزنه یا پیام میده بخدا دیگه خسته شدم داریم باشوهرم به مشکل میخوریم
شاید مشکل اینجا باشد که هنوز ؛خودمان را پیدا نکرده ایم اما ؛سال های زیادی رابه دنبال " دیگری "گشته ایم !...
چقد بده که خودشو اینجور سبک میکنه. مهمون باید عزیز باشه. نه با اومدن های بیجا خودشو کوچیک و کم ارزش ...
منم نمیگم نیاد مگه میشه آدم خونه برادرش نره؟؟آخه هفته ای دوبار. هربار هم دوروز هست پس چرا میری خونه خودت تو که چهار روز خونم هستی اون سه روز همباش بخدا کلی گرفتاری مالی داریم ماشین خریدیم چک دادیم پشت هم نمیدونم چی بگم دیگه
شاید مشکل اینجا باشد که هنوز ؛خودمان را پیدا نکرده ایم اما ؛سال های زیادی رابه دنبال " دیگری "گشته ایم !...
شوهرم نمیاد کلا منو همسرم بدون هم اصلا هیچ جایی نمیریم نباید ببینه من نمیام خب تو ماهی یکبار بیا دو ...
شما خودت برو تحمل کن شاید فرجی شد، 9بار کوثر بخون از پشت به بهش فوت کن ازتون دور میشه چند بار تکرار کن نتیجه میده اگه نمیتونی به نیتش بخون به یه طرف فوت کن
خب بره خونه مامانش یا خواهرش لابد زیادی تحویلش میگیری روت نمیشه نون و پنیر بذاری جلوش اونم بهش خوش میگذره . هر وقت اومد بگو بیرون کار دارم برو ۴ ساعت نیا مثلا چندباراینکارو کن بگه منم بیام بگو کار بانکیه با تو اسیرمیشم بعد برو واسه خودت خونه مامانت یا بیرون ناهاربخورالبته بچتوهم ببری برگشتی بگو کیک خوردم سیرم واسش تخم مرغ بزن چندبار اهمیتش نده نمیاد
جمعه بهم پیام داد شوهرم پیامش رو دید گفت بگو خونه مادرم هستیم منو برد خونه مادرم امروز باز پیام داد ...
عزیزم خودتوواقعابذارجای شوهرت چیکارمیکردی اتفاقا اونایی که بهت میگن غربزن تیشه به ریشه زندگیت میزنن من غر زدم ازمن بشنو راه منو نرو فقط سیاست به خرج بده میتونیزساده تربپزی میتونی یه وقتایی بگی نیستیم میتونی خودتو دورازجون به مریضی بزنی حتی جلوشوهرت نه که به شوهرتم بگی فقط حواست به رابطه خودتوشوهرت باشه راهی که من رفتمو لازم نیست بری وشکستای منوبخوری ازتجربم استفاده کن