خواهر شوهرم هفته ای دوبار زنگ میزنم میاد خونمون با بچه هاشو دو روز میمونه بعد میرن هرچی هم میگم نیستیم باز فرداش زنگ میزنه یا پیام میده بخدا دیگه خسته شدم داریم باشوهرم به مشکل میخوریم
شاید مشکل اینجا باشد که هنوز ؛خودمان را پیدا نکرده ایم اما ؛سال های زیادی رابه دنبال " دیگری "گشته ایم !...
ای بابا پس اومد تحویل نگیر. یام کارای خونه رو بریز سرش. مثلا بگو بیا آشپزخونه و کابینت ها رو تمیز ک ...
میره به مادرشوهرش میگه اونم پشتشه میفته به جونمون من دیگه دارم کم میارم بخدا اصلا نمیفهمم زندگی یعنی چی همش حرص و جوش اینو بچه هاشو داریم میخوریم همش با شوهرم بخاطر این خانم بحث داریم
شاید مشکل اینجا باشد که هنوز ؛خودمان را پیدا نکرده ایم اما ؛سال های زیادی رابه دنبال " دیگری "گشته ایم !...
واست شرایطی نیست بری سرکار یا کلاسی چیزی که خونه نباشی. وقتی خونه کسی نیست نمیتونه بیاد دیگه& ...
نه عزیزم دخترم بزرگه الان که فصل مدرسه ها داره میاد همش میگه مامان چرااینا آنقدر میان خونمون اون سری باشوهرش اختلاف خوردن اومد دوهفته خونه من موند آخرش شوهرش قیافه گرفت که شما دارین زندگی مو خراب میکنین من بخدا تو زندگی خودم موندم نمیدونم دیگه چیکار کنم امروز که پیام داد گفتم نیستیم
شاید مشکل اینجا باشد که هنوز ؛خودمان را پیدا نکرده ایم اما ؛سال های زیادی رابه دنبال " دیگری "گشته ایم !...