من درک نمیکنم چرا بعضیها آنقدر تعارف میکنن و به زور میریزن تو حلق مهمون
سالها پیش تازه عروس بودم و کم غذا ،تو مهمونی صاحبخانه به زور برام مدام غذا میکشید ،منم خجالتی به سختی خوردم وحالت تهوع زیادی گرفتم برگشتنی تا رسیدم خونه هر چی رو خوردم بالا آوردم ،بعد خوابیدم نصف شب از گشنگی بلند شدم یه تیکه نون خوردم،دلم بد جور ضعف کرده بود ،این چه کاریه یه عالمه غذا هم از بین رفت ،
من باشم اون غذا رو برمیگردونم دیگه خجالتی نیستم خیلی راحت ،اصلا هم بی ادبی نیست