هیچوقت نتونستم عشق و علاقشو تا عمق وجود درک کنم.
۴ ماه عروسی کردیم ۱ساله میشناسمس هنوز نتونستم حس کنم واقعا عضو یک خانواده شدیم
درصد کمی تونستم حس کنم شوهرمه.باهاش همیشه حس تنهایی بهم دست میده همه جا.
حتی اگه محبت کنه باز فکر میکنم کنارم نیست روحش و ذهنش کنارم نیست.
طبیعیه ادمی که همیشه سر کار زنگ میزد حالمو میپرسید.دوهفته دیگه تماسی باهات نگیره.
ادمی که هر وقت از سرکار میاد یک ساعا اول بغلم میکرد بعد غذا میخوردو بازم بغلم میکردو میخوابید.
چند روزه فاصله گرفته.
ادمی که مدام تو اینستاگرامه قبل بیشتر با من صحبت میکرد بیشتر توجه میکرد.الان پنج دقیقه باهام خوب حرف میزنه یهو میره.
دوهفته فکرت مشغول کارت باشه طبیعیه یا بهانس؟
حس میکنم بزور تحمل میکنه خیلی حس بدی دارم بهش بغلش میکنم دیگه ارامشی ندارم حس منم کشته
عشق و علاقه رو از سمت جنس مخالف تجربه داشتم اما از وقتی با همسرم اشنا شدم همیشه یه حسی کمه انگار حساشو نمیتونم خوب دریافت کنم یه چیزی کمه .
حسش بهم انگار نصفه نیمه و از ته دل نیست.
شماهم با همسراتون اینجورید؟؟؟