با اینکه خیلی وقته گزشته از روش دوتامون فرق کردیم من بی احساس شدم اونم از همیشه سنگ تر لاشی...
پیشمه هوامو داره ولی ی چیزی تو قلبم هست که خیلی آزارم میده همش گریه میکنم یکم پیش زنگ زده بود اصلا حالش خوب نبود باهاش که حرف میزدم همش یچیزی تو قلبم میلرزید غم عجیبی توش بود زدم زیر گریه هی میگفت چرا گریه میکنی دورت بگردم ولی چی میتونم بگم😭😭💔
رابطمون مجازی بود بعضی وقتا یادم میوفته از مدرسه چجوری میدوییدم تا خونه تا باهاش حرف بزنم یادممیوفته چه شبایی بخاطر بوی تنش و بغلش گریه میکردم کل هر روزم هر ساعتم هر ثانیه شده گریه:)
نمیتونم سخت ترین کار زندگیمو دارم انجام میدم حسای مرده ای که تو قلبمه دارم از همه مخفی میکنم نمیتونم بروزشون بدم؛)💔