من بهش گقتم رانندگی باهم ثبت نام کنیم باهمبریم. گفت نه نمیرم.
گفتم چرا میترسی هیز بازی کنی جلوتو بگیرم؟ هیز باشی یعنی نگاه های خیره ب دخترا. شیرین کاری براشون و دلقک بازی و...
گفتم اصلا در شان تو نیست اینکارا.
فکر میکنم برا همین منتظر شد اول من برم مدرک بگیرم.
بعد خودش بره.
الان ۷ جلسه رفت کلاس یک بار نزاشت همراهش برم ب عنوان مهمان بشینم..
بزور گفت نیا.
بعد گفت بیا ولی برو بازار دور بزن کلاسم تموم بشه. ولی داخل نیا.
گفتم نه بازارنمیرم تو حیاط میشینم تا بیای
گفت نه
گفتم تاکسی میگیرم میامپشت سرت ،گفت نیا.
پیام دادم زنگ زدم آدرس خواستم جواب نداد.
همه روزا کلاساش ساعت ۵ غروب تا شروع نیم بود.
امروز گفت ده صبح تا ۶ غروبه.
مگه میشه.
میخوام الان ک سر کلاسه کلی بهش پیام بدممزاحم بشم . نمیدونم چ پیامیبدم حرصش درآد .اذیتش کنم. میخوام هر چند دقیقه پیام بدم ولی نمیدونم چی بگم