سلام دوستان دلم خیلی گرفته من یه دختردایی همسن دارم که همیشه هرچی از خدا واسه خودم خاستم خدا داده به اون از رشته تحصیلی بگیر تا چیزهای دیگه. حتی دانشگاهش با پارتی بازی قبول شد اگه تلاش کرده بود واقعا دلم نمیسوخت. همه من و با اون مقایسه میکنن متاسفانه
من بیکارم شغل ندارم تمام تلاشمم کردم ولی کار نتونستم بکنم.هیییچ دوستی هم ندارم همشون ازدواج کردن و اهل بیرون رفتن و اینا نیستن خیلی تنهام فقط با خودم حرف میزنم نه دوست دارم نه کسی که دوسم داشته باشه. بیشتر از اینکه نگران خودم باشم نگران مامان بابام هستم که همش حس میکنن من دیگه بدبخت شدم نه ازدواج کردم نه کار دارم. البته که درست هم فکرمیکنن هروقت میفهمن یکی همسن من ازدواج کرده یا یه موفقیتی کسب کرده تو چشماشون میخونم که آهی میکشن از این وضعیت من. الان هم دخترداییم دکتری قبول شده ولی کاملا سنگینی نگاهشونو روی خودم حس میکنم. دلم میخاد بمیرم. دارم خفه میشم از اینکه تو اولین مهمونی همه میگن آخی تو دکترا نخوندی آخی تو بیکاری آخی جایی نمیری آخی کار نمیکنی و هزارتا سوال دیگه که با هرکدومش قلبم هزار تیکه میشه.
دلم گرفته بود اومدم اینجا باهاتون صحبت کنم هیچکسو ندارم واسش دردودل کنم
فقط واسم دعا کنید زندگیم بد گره خورده تو هم.... انگار خدا منو آفریده تا بقیه بگن خداروشکر مثل من نیستن