دراین تاریخ ک ۸م شهریور1402
به هیچ پسری اعتمادنکنم ازاحاظ عاشقی حتی جلون خودش تیکه تیکهههه کرد زجه زد
یادم بیارم ک این شخصی ک باهاشم چقدخوب بود یهوعوض شد
باتمام وجودی ک عاشقشم میمیرم براش دیگه هیچی برام مهم نیس
چه شبها و همین امشب توحموم براش چقد گریه کردم
و چه دیشب پریشب درنبودن کسی توخونه چقدبازجه زیاد عین یتیم یثیرا گریه کردم ازخداخواستمش
الان فقط ازخدامیخام سردی رفتاری ک باهام کردی باهات حرف میزدم و تفره میرفتی جواب درست نمیدادی اون روزبیاد و مطمعنم دور نیس میاد تومیای و من میگم بهت شرمنده بخوابیم الان سرنخ موضوع گرفتی ...دقیقاهمینوبهت بگم دنیا خیلی گرده و کوچیک اون روزمیادتومیای سمتم زیااادی و من میشم یکی عین خودت....
دخترا توروخدا ب عشق کسی اعتمادنکنید من بچه نیستم اما ی ادم فوق احساسیم26 27سالمه
دعاکنیددلن ب ارامش برسه ..رفتم دوش گرفتم گریه هام کردم بااینکه هنوزم باهاش هستم اماتودلم میکشمش و دیگ هیچیش برام مهم نیس و امیدوارم و مطمعنم اون روزمیاداون ب پروبالم میپیچه من میشم ی سگ ترازخودش....😁✌️