2777
2789
عنوان

داییم

179 بازدید | 17 پست

ب دلیل اعتیاد کارشون ب طلاق کشید 

الان فکر کنم ترک کرده ...

چند وقتیه خونه مامانم ایناست

سر چیزی میشه یاد دخترش میوفته و خاطره میگه 

دلم براش میسوزه 

کاش میتونستم براش کاری کنم ....

زنش انقدر تو زندگیش سختی کشید ک فکر نکنم بخواد بازم با داییم زندگی کنه 

امان از بازی سرنوشت ....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

زنشم زن بدی نیستااا...کاش بزرگترا کاری میکردن زندگیش برگرده ...دلم برا دختر داییم میسوزه

چرا بزرگترا

پاشو خودت یه کاری بکن

یه جعبه شیرینی بگیر برو باهاش حرف بزن

صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

دقیق نمیدونم ...اما خیلی وضعش خراب شده بود ....

اخه خیلی مهمه که اعتیادش ن چی بوده 

مثلا اگر شیشه بوده احتمال لغزش مجدد بسیار بالاس 

و زندایی بنده خدا اگر برگردن عمرشون تباه میشه با دایی شما 

اگر تریاک بوده خب باز خیلی بهتره و احتمال لغزش کمتره 

به هرحال ایشالا که هیچوقت سمت مواد نره و زندگی خوبی رو بتونه بسازه از این به بعد 

دایی منم معتاد بود به شیشه توهم میزد که زنداییم خیانت میکنه حتی توهم میزد در مورد من و مامانم که ماها رو با مرد دیده! زنداییم باز مونده بود به پاش. هرچقدر ترک کرد باز مصرف میکرد من دلم برای زنداییم میسوخت دعا میکردم جونش رو برداره و بره دنبال زندگی خودش بیچاره

اخه خیلی مهمه که اعتیادش ن چی بوده  مثلا اگر شیشه بوده احتمال لغزش مجدد بسیار بالاس  و ز ...

اره فکر کنم دایی منم توهم میزد با تعریفایی ک میکردن ...

یعنی ب شیشه اعتیاد داشته...

احساس میکنم دلش برا زن و بچش تنگ شده ...همش در مورد اونا صحبت میکنه ...

من این داییم رو خیلی دوست داشتم و دارم  وقتی این وضعشو میبینم دلم میگیره ....

چرا بزرگترا پاشو خودت یه کاری بکن یه جعبه شیرینی بگیر برو باهاش حرف بزن

چند باری رفتیم خونشون ..اما در مورد داییم حرفی نزدیم..در مورد اینکه بخواد برگرده ب زندگیش ....

ولی مامانم داشت تعریف میکرد ک چند روز پیش داییم زنگ زده بود ب دخترش گفته ک میخوام بیام خونه ببینمت ...اما دختر داییم بهش میگه ک نمیخواد بیای اخه میدونم قراره دوباره با مامان دعوا کنییی....مامانم میگفت داییت رفت تو خودش و ناراحت شد از اینکه دخترش ....

پسش زد

چند باری رفتیم خونشون ..اما در مورد داییم حرفی نزدیم..در مورد اینکه بخواد برگرده ب زندگیش .... ولی ...

حتما برو با زنداییت حرف بزن

بگو دایی ات پاک شده و پشیمونه

صدای قلب من چرا...غمت نمی کشد مرا...چرا هنوز ادامه داری...🖤

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز