دارم گریه میکنم هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر اشغال باشه ک بخاطر کسی منو بزنه یا داد بزنه سرم
من پیام رسید دیدم تو گوشیش به صاحب مغازش فرستاده بود رسید ریخته بود بعد اسم دخترش بود چون با فامیلی صاحب مغازش یکی بود بعد گفتم این چیه چرا اسم زن هست گفت دخترشه گفتم چرا برای خودش نفرستادی گفت بهم گفته از این به بعد به همین بفرست خیلی داد بیداد میکرد چقدر منو زد یکلام ک پرسیدم چرا به این دخترش میفرستی چون قبل پیامش ندیده بودم بگه شماره کارت بفرست فقط رسید فرستاده بود بعد گفتم چرا حالا برای دخترش میفرستی گفت به تو چه چقدر فضولی اون گفته میخواد براش مالیات نیاد گفته هربار به ی شماره بزنم منم گفتم بعد دوباره از لح من گفت از این به بعد هم من به همین شماره میفرستم خیلی وقته دارم میفرستم میخواست منو اذیت کنه من نخوام حساس باشم شک نکنم یا اعصابم خورد نشه هم بیشتر با داد بیداد زدنش منو حساس میکنه چون چندبار میگفت از این به بعد هم به همین میریزم
الان نشستم دارم گریه میکنم خیلی تنهام فکر نمیکردم شوهرم انقدر عوضی باشه ک بخواد با حرفاش منو آزار بده کاشکی بمیرم ولی اینطوری حرف نمیزد هم داد بزنه منو بزنه
دلم میخواد دیگه تنها خبری ک از این به بعد تو زندگیم ازش میشنوم خبر مرگش باشه چون ته دوستنشو فهمیدم