سلام بچه ها
تقریبا دوسال پیش بود که من با شوهرم داشتیم بحث میکردیم ، که مادر شوهر توی کوچمون داشت جیغ داد میکرد و به من و خانواده ام فحش میداد. اینم بگم با خواهر شوهرم توی یه کوچه هستیم
بعدش اومد بحث مارو تبدیل به یه دعوای بزرگ کرد و منو در حد مرگ شوهرم زد خلاصه همهی اینا به کنار . مادر شوهرم یه حرف بهم زد که قلبم تیر کشید گفت تو خرابی دست خورده ی داداش و پدرتی
(اینم بگم که مادرم فوت کرده ) برو همخواب بابات شو برو واسش خانومی کن یعنی داشتم آتیش میگرفتم از ته دلم خدارو صدا زدم . بعدش هم بچه ی ۶ ماهمو رو ازم گرفتند و انداختند بیرون ۱ ماه خونه ی پدرم بودم
خلاصه که اون موقع از حضرت عباس خواستم جوابش روبده . اینم بگم که خیلی زخم زبون ها بهم زده و خیلی بدی ها بهم کرده
ولی از اون موقع هر سال میره کربلا مشهد روز به روزم خوشبخت میشه . مگه نمیگند خدا تاوان دل شکسته رو میگیره پس چرا این روز به روز خوشبخت میشه
امروز هم راهی کربلا شد