سلام
امسال ویزا گرفتیم که بریم کربلا منو همسرم و دختر سه سال و نیمم
مامانمم بنده خدا گفت منم آرزو دارم بیام و رفت کاراشو کرد اما گذرنامه اش هنوز نیومده
عصری شوهرم گفت با ماشین خودمون میریم تا مرز ازون جا پیاده میریم
رفت بیرون اومد گفت یا تو برو یا من
حقیقتش مامانمم به امید من میخواد بیاد سواد عربي و اینا نداره
اما دل خودمم طاقت نمیاره بدون بچه ام برم
از یه طرف هم دلهره ی مریضی و گم شدنش رو دارم خیلی شیطونه
شوهرمم یه بار رفته
پس فردا هم دخترم نوبت عمل لوزه داشت زنگ زدم کنسل کردم
موندم چه کنم
الان استخاره گرفتم گفت انجام نده
تو دلم غوغاس اشوبم 😭😭😭