2821
2789
عنوان

یاد عشق قدیمی

4450 بازدید | 15 پست

سلام. لطفا قضاوتم نکنید. کسی نبود بتونم باهاش دردودل کنم، پناه آوردم به اینجا.

الان متاهلم و از زندگی و همسرم راضیم خداروشکر ولی گاهی وقتا یاد عشق قدیمیم میفتم، خوابش رو میبینم یا همش جلو چشممه. نذاشتن به هم برسیم😔

از ترم ۲ کارشناسی از همدیگه خوشمون اومد. پسر مغروره دانشکده بود که با همه دخترا لج بود ولی با من اوکی شد. روز و شب کنار هم بودیم، من خوابگاهی غذا برا خودم میپختم تا اول برا اون نمیبردم از گلوم پایین نمیرفت. کل دانشگاه میدونستن ما خاطر همدیگه رو میخوایم. وقتایی که میخواستم بیام خونه با قطار هم حتی باهام تا مقصد میومد. تمام کوچه پس کوچه های شهر رو قدم زده بودیم. برای خودمون یه کسب و کار کوچیک راه انداخته بودیم. ۳ سال باهم بودیم. چیزی نداشت دانشجو بود. مشکل از وقتی شروع شد که اومدن خواستگاری، اولش خانواده من به خاطر اینکه هیچی نداشت و سربازی نرفته بود مخالفت کردن ولی انقدر من گریه و التماس کردم و خود پسره زنگ زد حرف زد و ... راضی شدن

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂

قرار مدارهای نامزدی رو گذاشتیم، چقدر کادو بهم دادن، خونشون رفتیم، فامیل هاشون منو دیدن، کل دتنشکده رو شیرینی دادیم همه میدونستن ما باهمیم. تا اینکه یه روز خانوادش سر ناسازگاری گذاشتن مامانش زنگ زد بهم بدوبیراه گفت  از اونورم مامان خودم کارش شده بود گریه و زاری. همه چی دست به دست هم داد که بهم بخوره. التماس ها و گریه زاری های ما هم بی فایده بود

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

قرار مدارهای نامزدی رو گذاشتیم، چقدر کادو بهم دادن، خونشون رفتیم، فامیل هاشون منو دیدن، کل دتنشکده ر ...

همینجوری الکی دعوا کردن؟ 😕

بعضیا حرف زدن بلد نیستن کاش حداقل حرف نزدن بلد بودن🙄😒.  من تمایلی ندارم قضاوت های بعضی کاربرا رو درباره خودم بدونم لطفا اگه نظری درباره من و نظراتم دارید برای خودتون نگه دارید حق با شماست نیازی نیست وقتتونو تلف کنین

تا یه مدت کوتاهی در ارتیاط بودیم و کم کن ارتباط ما هم قطع شد. شکستم، بد هم شکستم. نمیفهمیدم کی روز میشه کی شب. شده بودم یه روانی. فقط کریه میکردم افسرده شده بودم. خانوادم برا اینکه فکرش از سرم بپره انواع اقسام کلاس ثبت نامم کردن ولی چه فایده گریه میکردم کل مسیر رو تا برسم، گریه میکردم تا برگردم. به اجبار رفتم ارشد خوندم که شاید فراموش کنم، حالا دیگه من مونده بودم و یه دانشگاهی که وجب به وجبش رو ۲ سال خاطره ساخته بودیم. کمرم خم شد. کارم کشید به روانشناس و روانپزشک. بعد یه سال تحت نطر بودن کم کم خودمو پیدا کردم، بعد ۳ سال به صورت سنتی ازدواج کردم، وقتی عقد کردم یه پیام داد تبریک گفت و تمام. الان ۶ سال میگذره از روزی که رابطمون تموم شده ولی تو قلی من یه حفره بزرگ ایجاد شده، یه حسرت به تمام معنا.

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂

چند ماهی میشد که از فکرش کامل اومده بودم بیرون ولی چند ماهی میشه که خیلی دوباره فکرش میفته تو سرم، خوابشو میبینم و با گریه از خواب میپرم. متوجه شدم که اسفند عقد کرده و منم از همون بهمت و اسفنده که حالم بهم ریخته دوباره. دیشب خوابشو دیدم، صبح با تعجب بیدار شدم و وقتی فهمیدم همش خواب بوده خیلی گریه کردم، ای کاش واقعی بود. دلم به حال شوهرم میسوزه، چیزیبرا اون کم نمیذاره ولی همین که گاهی فکر یکی دیگه میاد به سرم عذاب وجدان میگیرم.

ای کاش میذاشتن با هم ازدواج کنیم حتی اگر طلاق هم میگرفتیم الان این حسرت نبود برام. این دلتنگی این عذاب. خسته شدم از این اوضاع. ای کاش حداقل میتونستم یه بار باهاش حرف بزنم بگم چرا اونجوری بهم خورد نامزدیمون، چرا دیگه نیومدی سراغم تو که میدونستی من چقدر دیوونتم، چرا چرا چرا؟ 😔

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
همینجوری الکی دعوا کردن؟ 😕

آره. پسره میگفت چون خانواده تو اولش مخالفت کردن الان به خانواده من بر خورده

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
مآدرش چش بود؟

واقعا نمیدونم. جلو پسرش هی بهم میگفت دختر گلم دختر گلم، من دختر ندارم تو جای دخترمی و...

وقتی کسی نبود میگفت چرا دست از سر پسر من برنمیداری؟ ما تو رو نمیخوایم

😔

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂

الکی زندگیت خراب نکن،،رفته دنبال لیاقتش،،کسی ک دهن بین بوده و نتونسته از عشقش مراقبت کنه ب در زندگی میخورده،،ایناها من با کسی ک دوسش داشتم ازدواج کردم چی شده؟؟؟همه چیز خیلی عادی و معمولی میگم کاش با یکی ازدواج میکردم ک پول داشت و انقد سختی نمیکشیدم

خدایا عاقبت همه مون رو ختم بخیر کن .
الکی زندگیت خراب نکن،،رفته دنبال لیاقتش،،کسی ک دهن بین بوده و نتونسته از عشقش مراقبت کنه ب در زندگی ...

میدونم بخدا همه اینا رو میدونم. چون اینا رو میدونم دارم عذاب میکشم. دیشب تو خواب از زندگیم میپرسید از اینکه راضیم یا نه از اینکه همسرم دوستم داره یا نه از اینکه چندتا بچن. هعییی

غروبِ آفتاب ثابت میڪنه ڪه؛ پایان هم میتونه قشنگ باشه...🙂
میدونم بخدا همه اینا رو میدونم. چون اینا رو میدونم دارم عذاب میکشم. دیشب تو خواب از زندگیم میپرسید ا ...

عزیزم حالت بهتر شده. منم تجربه مشابه شما دارم متاسفانه. 

خدایا توکل به تو کردم بهم کمک کردی ازت ممنونم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز