تو این ۴ سال ک عقدیم وقتی عرق میکرد حموم نمیرفت بزور باید میرفت اونم بعد از یک هفته.
حتی همراهم میومد با لباس خونگی میومد بیرون یا لباسای کثیف..
همیشه هم ریش سیبیل داشت اونم نامرتب
.
از وقتی کلاس رانندگی ثبت نام کرد. الان ریش میزنه .حموم میره . لباسای تمیز میپوشه و شیک. عطر میزنه و....
.بخاطر ماجرای دیروز باهاش حرفی ندارم. ماجرا تو تاپیک قبلیم هست. ک منو اولیت قرار نمیده میگه باید کار کنی واس خانوادم. نیاز من براش مهم نیست. من باید بمونم خونه کلفتی. اگه اعتراض کنم که منم نیاز ب بیرون رفتن دارم توسری میخورم و... تو تاپیک قبلیم بخونین .
الان دیروز تاالان منو آورده خونه مادرم.
کتاب نداره عکس نداره الان بمن زنگ میزنه میگه پول ندارم بخرم
.
گفتم برو به خانوادت بگو بمن چه ربطی داره.
اونا موقع نیازشون بهت میگن توانجام میدی،من نیاز داشته باشم پشم.
الانم ت نیاز داری برات انجام بدن.
منم تورو پشم حساب میکنم. مثل خودت رفتار میکنم