من عقدم
وقتایی که مادرهمسرم مهمون داره یا خودش سفره و خونه نیست بهم میگفت بیام خونشون چیزی درست کنم
منم حرمتشون نگه داشتم و براشون انجام دادم
بدی ندیدم ازشون و خب احترام گزاشتم بالاخره بزرگترن
بعد یک هفته رفتم خونشون
مهمون داشتن خلاصه گررررم صحبت با مهمون بوداصلا ندیدن که منم اومدم...
پذیرایی از مهمون میشد اما من نه
خدایی توقع پذیرایی ندارم ولی یکم توجه میکردن بعد یک هفته اومدم ۴ روز پیشم سفر بودیم خب یکم احوال بپرسن
کجا بودم چیکار کردیم
حساس شدم؟