ذوستم خواست بره بیرون دعوتم کرد گفت بیا اون با دوستاشه ک من نمیشناسمشون رفتیم کافه الان کافه ام
سه ناشون نشستن حرف میزنن یک کلام با من حرف نمیزنن
درسته غریبم بین اون دوتا ولی حالم ذارم بهم میخوره معذب ام
نمیذونم چ کنم یک کلام با من حرف نمیزنن یا معرفیم کنه
خیلی عصبی ام نمیدونم چه کنم