دوستم ۲۰ سالشه ولی مثل بچه شده
با یه پسری دوسته ۴ ساله،
فقط قیافه داره
هانواده دوستم خیلی حساسن ونمیزارت تنها بره بیرون ولی چندبار با پسره قایمکی به اسم کلاس های زبان و رقص قرار گذاشته و رفتن
بعد بهم یه هفته پیش گفت به اسم بیرون رفتن با من میخواد بعدش پسرو ببینه
منم کلی بهش گفتم نکن این همه رفته چه گلی به سرت زد به جز اینکه دست***
گوش نکرد
قول گرفتم اشتباه بدتری نکنه، گفت باوشه
سپس من دیشب حس بد گرفتم کلی سنگ جلو پاش انداختم که مانع بشم نره با پسره فردا چون به حرفم گوس نمیداد الکی بهانه آوردم اما قسمم داد و التماس کلی کرد
منم باز گفتم باشه
ولی الان از فکر فردا خوابم نمیبره
اگه پسره بلای بدتری سرش بیاره چجوری خودمو ببخشم
لطفا راهنمایی کنین
در این حده اگه بگمباهات نمیام بیرون باهام قهر میکنه دلش میشکنه چون انگار دیوونه شده و میخواد بره با پسره قرار با اینکه از حرکاتش میترسه
از استرس خوابم نمیرره