چندین ساله با یه اقا پسری عاشق هم هستیم و کلی سختی کشیدیم من بابام خیلی حساسه و سخت گیر از خانواده عشقمم و عشقمم نفرت داره حالا بخاطره دلایلی لطفا نپرسید حتما یه چیزی هست که بدش میاد از خانواده عشقت😔چندین ساله ما سختی میکشیم تولدم عشقم اومد خاستگاریم بابام و مامانم به شدت مخالفت کردن و خیلی منو کتک زدن و اذیتم کردن 😔من مجبور شدم به خانوادن دروغ بگم و گفتم از عشقم دست کشیدم و دیگه نمیخوام باهاش باشم الان خانوادم فک میکنن تموم شده دیگه دست کشیدم ولی هنوز باهاشم💔اینم بگم به امام حسین خیلی اعتقاد دارم و دو ساله به دلم افتاده امام حسین حاجتمو میده ولی الان که خانوادم فک میکنن من با عشقم نیستم حس میکنم ارزوم دیگه محال شده و هیچ جوره ساختش نمیاد خیلی دلمم میخواد این ختم چله زیارت عاشورارو بگیرم ولی میترسم میشه مثل یه خواهر بزرگ تر یا داداش بزرگ تر کمکم کنید و یه امیدی بهم بدید کیا شرایطشون مثل من بوده💔😭