از عصری صدای میو میو بچه گربه میومد به همسرم گفتم این یک مشکلی داره گفت نه بچه است همش حرف میزنه الان دلم طاقت نیاورد با پسرم رفتیم تو حیاط دیدم مامانش با یک بچه گربه تو کوچه هستن این طفلک رو دیواره نمیتونه بیاد پایین پیش پیشش کردم چندتا خونه رفتن جلو درش صاف بود راحت اومد پایین انگار من رفتم ترسش ریخت اینقدر هم کوچولو و شیرین بود کلی انرژی گرفتم ازش 🐱❤️