2777
2789
عنوان

۹۰/۶/۱۹😔😔😔😔سالگرد

267 بازدید | 22 پست

ازصبح حالم یه جوری بودانگاریه چیزی توی دلم سنگینی میکردکارای خونه روبه زورانجام دادم شامم پلوبامرغ درست کردم  ازبس به بخش بیمارستان زنگ میزدم دیگه میشناختنم حتی مریضاباهمراهاشون بعدازظهرقراربودهمراهاعوض بشه هی زنگ میزدم منومیپیچوندن زنگ زدم به اتاقش پیرزن تخت کناری هرچی گفتم جواب سربالاداددلم شورافتاده بود....

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

هیشکی درست وحسابی جواب نمیدادزنگ خونه روزدن رفتم بازکردم یه دسته خانوم لباس سیاه باخالم بودسارامامان ...

خدارحمتش کنه عزیزم داغ سنگینی ان شالله خدا بهت صبر بده منم تازه چهلم دختر خالم رد شده 22سالش بود همین الان تو فکرش بودم که تاپیک شمارو دیدم....🖤🖤🖤

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز