2821
2789
عنوان

۹۰/۶/۱۹😔😔😔😔سالگرد

267 بازدید | 22 پست

ازصبح حالم یه جوری بودانگاریه چیزی توی دلم سنگینی میکردکارای خونه روبه زورانجام دادم شامم پلوبامرغ درست کردم  ازبس به بخش بیمارستان زنگ میزدم دیگه میشناختنم حتی مریضاباهمراهاشون بعدازظهرقراربودهمراهاعوض بشه هی زنگ میزدم منومیپیچوندن زنگ زدم به اتاقش پیرزن تخت کناری هرچی گفتم جواب سربالاداددلم شورافتاده بود....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

هیشکی درست وحسابی جواب نمیدادزنگ خونه روزدن رفتم بازکردم یه دسته خانوم لباس سیاه باخالم بودسارامامان ...

خدارحمتش کنه عزیزم داغ سنگینی ان شالله خدا بهت صبر بده منم تازه چهلم دختر خالم رد شده 22سالش بود همین الان تو فکرش بودم که تاپیک شمارو دیدم....🖤🖤🖤

2828
2791
2779
2792