گوشی شوهرم نصف شب زنگ خورد فکر کرد خوابم هیچ صدایی نبود ی زنه بهش گفت جانم خوابی یا بیداری اونم گفت فعلا خداحافظ منم بیدار بود ی لحظه نشستم روی تخت بهش گفتم کی بود بهت گفت جانم اونم منو از اتاق خواب بیرون کرد دروقفل کرد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آرزو دارم ناخواسته به دست آوری آن چيزهايی را که خواسته هایت هستند… آن گونه که با خود بياندیشی : آيا کسی برايم آرزويی کرده است … ؟! هی پاک می کنم… هی می نويسم… املايم بد نيست ! از تکرار اسمت لذت می برم… ولی تو مرا جا گذاشتی بین اینهمه هیاهوی زندگی😓