2777
2789
عنوان

فرق گذاشتن مادرم بین من و خواهرم

792 بازدید | 11 پست

بچه ها دلم گرفته خیلی... من چن سال ازدواج کردم 19 سالم بود ازدواج کردم همیشه سعی کردم بچه صالحی باشم همیشه رعایت کردم تو کار خونه تو همه چی حتی وقت خرید جهیزیه ایقد مدیریت کردم ک ب خانوادم فشار نیاد جوری ک الان خودشونم اینو میگن اما خواهرم از من بزرگتر بعد من ازدواج کرد تو کار خونه هیچوقت کمک نمیکرد الانم کمک نمیکنه برا جهیزیه از هر چیزی گرونترینشو خرید با همه اینا مامانم خیلی جدیدا بینمون فرق میزاره اون بچه اش 1 سالشه بخدا خیلی خیلی دوسشون دارم اما مامانم مدام با اون حرف میزنه یا چند روز میبرتشون پیش خودش اصلا ب من توجه نمیکنه اگ زنگ نزنم حتی احوالمم نمیپرسه جدیدا ک چن ماه اقدام میکنم و بچه دار نمیشم بیشتر دلم میگیره میگم اگ منم بچه داشتم شاید شرایط فرق میکرد الان با اینکه درگیر دکتر و اینام حتی ازم نمیپرسه چیکار کرذی یا چطوری.... امشب خیلی دلم شکست

ای خواهر من چی بگم از سرگار اومدم زانو به شدت  درد میکنه مامانم سرکوفت طلاقمو میزنه که تو ابرکی ما رو بردی .چون گه مثلا چن ماه پیش تو زمستون دلم گرفته بود تنهایی رفتم کافه.همش انگ ج.ن.د.گ.ی میزنن بهم . بخدا تنها میرم هر وقت دلم میگیره ولی باور نمیکنن چون مطلقم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزم😔امیدوارم شرایط برات ب بهترین نحو رقم بخوره

اتفاقا منم یه خواهر دارم از من بزرگتره یه بچه دو ساله داره بازم شیر به شیر حاملست این بار دوقلوعه . بیشتر سرگرم اوناست و میگه اون زرنگه تو بلد نیستی و فلان .منم قبلا که شوهر داشتم یه بار سقط داشتم دیگه بعدشم جدا شدم بچه ندارم منم خیلی دلم میگیره .چن وقتی اوضاع مالیم زیاد خوب نبود تو همین مدتم تولد مامان و بابا و ابجیم پشت سرهمه بود ولی براشون کادو گرفتم هیچ کس کمکی نمیکنه بهم . جلوی بقیه لفڟ میان که ما پشت بچه هامون هستیم ولی من پشت بودنی ندیدم هیچ وقت .

اتفاقا منم یه خواهر دارم از من بزرگتره یه بچه دو ساله داره بازم شیر به شیر حاملست این بار دوقلوعه . ...

درکت میکنم منم دستمون خالیه خواهرم مدام میاد میگ  بریم خونه فلانی توام بیا بعد مثلا قراره کادو ببریم همش میگ چن میدی من میگم 200 تومن میدم از عمد میاد 250 میده همش میپرسه ک حتما بیشتر بده و یا گاها میگ تو دستت تنگه کادو نده خیلی غرورمو میشکنه با اینکه وقتی همشون پول قرض خواستن ما بهشون دادیم هیچوقتم چیزی ازشون نخواستیم مامانم اینارو نمیبیمه اگ چیزی بگم میگن تو حساسی خیلی ناراحتم خیلی 

درکت میکنم منم دستمون خالیه خواهرم مدام میاد میگ  بریم خونه فلانی توام بیا بعد مثلا قراره کادو ...

میفهمم .حس میکنم بیشتر هوای خواهر بزرگا رو دارن . ما کلا دو تا دختریم از بچگی تو هیچ کاری از من نظر نمیخواستن یا مشورت نمیکردن همش با اون . منم ایراد نمیگرفتم میگفتن بزرگتره . ولی معلومه که قشنگ حرف اونو بیشتر میخونن حتی گاهی خواهرم اینا رو علیه من پر میکنه قشنگ میفهمم اینو

دقیقا منم سر جهازم همش میگفتم نمیخواد به خودتون فشار بیارین خیلی چیزا نخریدم یا سبک برداشتم خودمم شاغل بودم کمک میکردم البته خواهرمم شاغل بود تو جهازش کمک کرد ولی همش غر میزد ازه فلان چیز جدید اومده برام نخریدید چرا دغدغه و استرس جهاز منو ندارید ! من تازه میگفتم به خودتون استرس راه ندید ! اخرم که طلاق گرفتم سرویس چوبمو بابام فروخت پولشو گذاشت جیب خودش گفتم عیب نداره خودش خریده حقشه 

میفهمم .حس میکنم بیشتر هوای خواهر بزرگا رو دارن . ما کلا دو تا دختریم از بچگی تو هیچ کاری از من نظر ...

دقیقا همیطوره فک میکنن ادم نمیفهمه اما همین چیزا ادمو گوشه گیر میکنه یادمه سفره هفت سین میچیدیم میگفت خواهرت سلیقش بهتر اما الان خواهرم مهمونی میده من میرم برا تزیینات.. هعییی درددل زیاده.. کاش خدا ی نظری ب دل ما بکنه ی تکونی ب زندگیمون بده 

دقیقا منم سر جهازم همش میگفتم نمیخواد به خودتون فشار بیارین خیلی چیزا نخریدم یا سبک برداشتم خودمم شا ...

بخدا حس میکنم هر چی ساده تر بگیریم انگار همه فک میکنن ساده اییم میزنن تو سرمون 😔

دقیقا همیطوره فک میکنن ادم نمیفهمه اما همین چیزا ادمو گوشه گیر میکنه یادمه سفره هفت سین میچیدیم میگف ...

تحربه من بهم ثابت کرده هر چی کم توقع تر باشی بیشتر میزنن تو سرت . اوناییکه پرتوقع هستن عزیزترن

بخدا حس میکنم هر چی ساده تر بگیریم انگار همه فک میکنن ساده اییم میزنن تو سرمون 😔

اره دقیقا . خواهرم از مجردیش نسبت به من پرتوقع تر بود هر چی مد میشد میخواست گیتار خرید نمیدونم هر چی مد میشد ولی من هیچی نمیخواستم صبر میکردم تا خودشون برام بخرن فشار نمیاوردم از هیجده سالگیم رفتم سرکار . قبل اینکه برم داشنگاه تابستون رفتم سرکار که واسه خرید مانتو و اینا برای دانشگاه ازشون پول نگیرم که بهشون فشار نیاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز