ازاینکه بابام بین دختروپسراین همه فرق میزارم خیلی غمگینم
همیشه هرچی میشه طرف پسرشومیگیره همیشه پیش هرآدمی هرکی باشه ماروخوردمیکنه ولی پسرش هرکاری بکنه طرف اونه
الان سرسفره داداشم هی داشت گوشتای غذارومیخورد خواهرکوچیکم گفت تواینهمه گوشت میخوری به مانمیرسه که داداشم گفت دلم میخادمیخورم خواهرم ۱۰سالشه گفت پس من اصلانمیخورم بابام محکم زد روپاش گف یه کشیده میزنم توگوشتاارفتارتودرست کن پیش عروسمون انقدخاهرم خجالت کشید دلم براش سوخت اشک ریخت وغذاشو بزورخورد وپاشد رفت بامنم همیشه ازین رفتارامیکردن الان شوهرکردم دیگه نمیزارم بهم چیزی بگن