بچه ها من و همسرم چندوقته جدا میخوابیم. امروز فیلش یاد هندستون کرده بود. من خواب بودم اومده بود منو بغل کنه!
داشتم خواب ترسناک میدیدم یهو برگشتم چشامو باز کردم دیدمش سکته کردم.
یه جوری ترسیدم بدنم قفل کرد نمیتونستم تکون بخورم
فکر کنم اونم از مدل ترسیدن من یه سکته ی ریز کرد.
هیچی دیگه بنده خدا برام یه لیوان اب اورد بعدشم دست از پا درازتر برگشت سرجاش
فکر نکنم دیگه ازین فکرا به سرش بزنه 😁