از سرکار ک میاد نمیره حموم، کارش ی جوریع ک باید هر روز بره(تراشکاری) ولی نمیره اقا هر شبم رابطه میخاد حالم بد میشه ازش! سالی ی بارم مسواک نمیزنه حوصله پیش نوازی هم نداره کلا سرد شدم از رابطه! دیشبم باهاش حرف زدم ولی گوش نمیده چند بارم حرف زدم فقط میخام زودی تموم بشه بره، من براش ارزشی نداره کلا با عطرو ادکلنم خداحافظی کرده حوصله هیچی رو نداره حتی زورش میاد ی دوست دارم برام بگه نمیدونم باهاش چیکار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من سوار تاکسی و مترو که میشم از بوی گند یه سری مردا ببخشید عوق میزنم بس که بد بو هستن
بعد با خودم میگم طفلی خانوماشون چی میکشن از دست اینا
چه جوانانی... اسماعیل میبینی؟ چه جوانانی... بسیاری شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند... موهای صورت پسرها هنوز درنیامده و دخترها را میبینی؟ چه پاهای لطیفی دارند؟ 😭 ولی ما امید داریم اسماعیل امید...
فقط خدا بهت صبر بده نمیتونم تصور کنم چی میکشی فقط میدونم خیلی سخته اینجوری من خودم شش ساله ازدواج کردم ولی تو فک کن بابام بعد سی سال زندگی مشترک چنان قبل رابطه میرفت خودشو میسابید بوی صابونش میومد من همیشه سر این کارش میفهمیدم بللللله امشب خیریه🤣🤣🤣🤣کلا رفتارشونم تابلو بود مامانم راه میرفت یهو میزد در باسنش خیلی هم مهربون میشدن منم اینجوری بودم🤨🤣🤣🤣