من خواهرم نامزده ...بعدش نامزدش با همسرم همکاره که هفته ای دوروز میان خونه شهر دیگه کار میکنن اون وقت منو همسرم میایم خلوت کنیم چون واقعا همسرم نیاز داره ...خواهرم همون روز میاد نامزدشم میاره میرن تو اتلق من اصلا حریم خصوصی ندارم نمیدونم چی بگم بهش خورشو میزنه به نفهمی تا این دوروز تموم میشه نامزدشو راه میندازه جمع میکنه میره خونشون تا هفته بعد ...به شدت عصبی هستم منم میشم آشپز براشون نمیدونم چی بگم ...خونه مامانمم هست ولی اونجا نمیرن
ای خدا حسرت به دلم نزار...دلم یه دختر میخواد خوشگل شیرین....خداجونم منو با مادر نشدنم،امتحانم نکن....