دیشب من رژ بنفش زده بودم شوهرم دید گفت تو هم بنفش شدی که .(چون تو دعوای چند روز پیش من گفته بودم منشی ت چرا رز بنفش میزنه .)بعد گفتم چطور گفت هیچی .گفتم به خاطر منشی ت میگی گفت نه دنبال دعوا نگرد منظور من این بود لباس ت هم بنفش ه
ما شام و در کمال دوستی و خوبی خوردیم .شب موقع خواب گفت که من خودکار و داشتم می جویم .منشی گفت ببر خودکار و بشور .تو اصلا به من گیر نمیدی .گفتم گیر دادن خوبه دوست داری گیر بدم .گفت نه اون وسواس ه .
من اینجا پرسیدم دوستان گفتن تو مشکوک شدی
بعد صبح دیدم با خط دائمی شرکت رپبیکا و واتساپ نصب شده .گفتم خبر داری چون اون خط دست منشی ه .گفتم از سر دلسوزی حتما خبر نداشته باشه استفاده شخصی کنه
بعد شوهرم یهو مثل جن زده داد و بیداد کرد که چرا شکاکی .اون نصب کرده چون عکس فاکتور برای مشتری می فرسته .منم گفتم فقط سوال کردم که خبر داری یا نه
چون خط به اسم تو هست برات دردسر نشه
بعد رفت نون گرفت اومد .مهربونم شده بود گفت امروز خوشگل شدی .منم گفتم من همیشه خوشگل بودم .گفت خوشگل تر شدی
داشتیم صبحونه می خوردیم که گفت چه خبره پنج دقیقه با مربی آقا صحبت کردی داشت گوشی مو میدید دنبال شماره بود اونم دید اصلا اهل چک کردن نیست .منم گفتم خودت چرا پنج دقیقه با منشی می حرفی .گفت کار داره سوال می پرسه .منم گفتم منم سوال می پرسم پس .دیگه دیوانه شد پاشد گلدان و کوبید سرش با سر خونی رفت بیرون 😐 گوشی دیگه ش خونه موند
بعد نیم ساعت زنگ زد که گوشی منو بده .رفتم بدم گوشی رو دم در .گفتم گلدان و چرا شکستی .گفت سرم شکسته حالشو نمی پرسی نگران گلدانی گفتم خوب خودت زدی .اومد منو بغل کرد رفت ...اصلا فاز مون چیه
اینم بگم شک من برای خیانت چند سال پیششه