2777
2789
عنوان

مرد هیز داخل مترو و شوهرم!!!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 3139 بازدید | 65 پست
برا مرد سخته همچین صحنه ای ببینه

خیلی منم برای همیچن شوهرمو صدا کردم باهاش حرف زدم تا یارو بره اتفاقی نیوفته

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خدانکنه عصبی بشه ترسناک میشه ،یبار دیگه رفته بودیم املاکی مرده فقط منو نگاه میکرد حرف میزد بیرون که ...

بخواد هرکی نگاه کرد بزنه ک از صبح تا شب میشه فیلم جنگی و بروسلی 

بس ک همه هیز و چش چرون شدن

همین ک دنبال اسایش و ارامشت باشه یعنی غیرت داره 

ب این چیزا فک نکن 

منم شوهرم ارومه خودم ن 

برا اینکه بگه ن من دعواییم واقعا دعوایی شده خیلی بده هرچیم میگم من همون اروم بودی دوس دارم خودمم اروم شدم نمیشه 

شوهر اروم نعمته بخدا

دفعه بعد بچسب ب شوهرت     خوبه باز از اينا نوده ك ببينه شوهر داري باز ول نكنه

اره الاغ البته شوهرمم یه جورایی خوب بود براش تا بفهمه و قدرمنو بدونه🤣

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
بخواد هرکی نگاه کرد بزنه ک از صبح تا شب میشه فیلم جنگی و بروسلی  بس ک همه هیز و چش چرون شدن ه ...

من این اخلاقشو میپرستم تو هر شرایطی اروم یبار دعوامون شد زدم تو صورتش قرمز شده بود بنده خدا عرق میکرد گفتم الان منو میزنه بازهم اروم بود فقط سکوت کرد خیلی دوسش دارم بهم ارامش میده 

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
کار خوبی کردی .. دعوا راه ننداختی.... کاش زودتر میرفتی پیش شوهرت

میترسیدم هنگ کرده بودم دیدی تو یه شرایطی قفل میشی ،دیگه مجبور شدم شوهرمو صدا کنم الکی ازش سوال پرسیدم مرده فهمید رفت شوهرمو اومد جاش

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
بخدا یه آن به خودم اومدم دیدم تو پوزیشن لب تو لب با یارو ام به هر بدبختی بود خودمو از اون پوزیشن خل ...

😂 😂 😂 😂 بنظرم ی تاپیک بزنی خاطرات متروت و بگی پربازدید میشی😂😂😂

منم یبار با شوهرم رفتیم توی قسمت مردانه ایستادیم بعد یه پسر جوون اومد سمتم برای منم فکر کرد اتفاقی کنار همسرم ایستادم پسره اومد سمتم و کلا حرفای مزخرف میزد و شماره میخواست شوهرم چون توی مترو بودیم کاری نکرد ولی خیلی عصبانی و اخم وحشتناک کرده بود و صورتش قرمز بیرون که رفتیم بازم نفهمید از شوهرمه همونجا شوهرم یه سیلی بهش زد گفت یبار دیگه مزاحم زن من بشی من میدونم و تو و پسره فلنگو بست

یبار دیگه هم کوچه برلن رفته بودیم دمبال یه چیزی بودم من کنار کوچه ایستادم همسرم رفت برام اب بخره یه پسره همس رد میشد بوس و قلب میفرستاد منم تپش قلب گرفته بودم میترسیدم اخر اومد نزدیک گفت شماره میدی منم قشنگگگگگ رنگم مث گچ شده بود اگه پای شوهرم وسط نبود جوابشو میدادم ولی ترسیدم شوهرم بیاد هم برداشت بد کنه هم دعوا بشه از شانس گندم همسرم اومد و دعوا و تمام میگفت باید بهت دوربین وصل کنم لعنتی هرجا میرم یکی باید سمتم بیاد

چشم ها دریچه ی روحن!...

من تو تاکسی نشسته بودم کناریم ی مرد افتاد خدا میدونه تا رسیدم خونه چی کشیدم قشنگ پاهام چسبیده بهم و ...

 یه سریا خیلی اشغالن  دختر داییم تقریبا همچین اتفاقی براش میش اومد تعریف میکر پسره الکی خودشو زد به خواب سرشو گذاشته رو شونش دستشو برده رو شکم دختر داییم اونم داد و بیداد راه انداخته تاکسیو نگه داشته پسررو از تاکسی پرت کرده بیرون😁🤣

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز