بخاطر موقعیت اجتماعی نامزدم چون بازاریه خیلیا میشناسنش، و خب خیلی حسادتم میشه ک خانوما رو میشناسه و باهاشون صحبت میکنه و میبینشون. بعضی خانوما رو میبینم ک اراااایش میکنن تیپ میزنن و میرن مغازه الکی ی تابی میخورن یکمم حرف میزنن میان بیرون. خیلی میترسم پاشو کج بزاره
تا حالا چند بار امتحانش کردم ولی خب کاری نکرده بیچاره. منتها مم خیلی شک دارم.چیکار کنم بنظرتون؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
جدی ؟نزارم بفهمه این موضوعو؟ اتفاقا میخاستم ی تاپیک بزنم بپرسم ببینم نظرتون چیه راجب این موضوع باها ...
نه خوبه که بصورت کلی بدونه برات مهمه ولی اینکه بخواد متوجه حساسیتت رو این زمینه بشه درست نیست بذار بفهمه که از نظرت این مسئله چیز مهمی نیست به هرحال اونا مشتری ان و میانو میرن ولی این شما هستی که نامزدشی و دوستت داره
هرچه مرهم میگذارم بند می آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند می آید مگر...🖤
خونواده خیلی خوبی داره،خیلی خوبن پدرش حاجیه و همه روشون حساب میکنن
حاجی بودن صرفا به معنی انسان بودن نیست
یه دختر قوی و شاد... عاشق کتاب...تومرا جان و جهانی😍خوش اومدی به زندگیم محمدرضای عزیزم.. شبی که شدی تمام وجودم ..صبحش قشنگ ترین نور تابید به زندگیم💖اگه تو تاپیکی کامنت میذارم ..صرفا بخاطر استارتره...لطف کن ریپلای نکن منو ..دوست عزیز ..جوابی به ریپ زدنت نمیدم...خو ضایع میشی سعی کن بیشتر مراقب شخصیتت باشی..سکوت بالاترین مرحله ی پختگیه👉❤و سخت ترین قسمت زندگی اونجاست که وابسته بشی و کاری از دستت برنیاد و مجبور شی از دور نگاهش کنی