2777
2789
عنوان

مادرشوهرم زنگ زده بود دعوتم کنه

268 بازدید | 4 پست

تو حموم بودم نفهمیدم بعد دیدم شوهرم پشت اون زنگ زد گفت مامانم گفت شب شام بیاید اینجا تو این شش سال زندگی هیچ وقت نمی‌گفت دعوت هم نمی‌کرد من خیلی به شوهرم غر میزدم میگفتم من همیشه مامان تو رو دعوت میکنم اما اون همیشه تو باید رو بندازی خودتو دعوت کنی حالا هم ک زنگ زده بود گفت مامانم میگه شب می‌اید اینجا چکار کنم زنک زدم ازت بپرسم

منم  گفتم بریم خودت میدونی گفت من زنگ زدم ازت بپرسم بریم یا نریم آخر گفتم بریم 

بلاخره بعد از این همه مدت شوهرم منو آدم حساب کرد ک نظر منو بخواد هرچند چ فایده چقدر اون روزا اعصاب منو خورد کرد هیچ وقت نمی‌فهمید یا اونا از اینا نبودن ک به روی خودشون بیارن به عروس زنگ بزنن اما شوهرم به روشون آورد بلاخره ک حداقل زنگ بزنن به خونه بهم بگن بعد اون زنگ زدم مادرشوهام گفتم من حموم بودم گفت آره زنگ زدم به شوهرت دیدم نیستی 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز