از خودم درمیارم یه چیزی میگم😁کتاب قصه هاشو گفتم هی باید کتاب قصه بگیرم براش خودم یه داستان جور میک ...
من یه داستان تو یه سریال شنیدم ک دو نفر تو اتاق بیمارستان بودن یکیشون کنار پنجره بود بعد هرروز این یکی ازش میپرسید اونجا چجوریه اینم میگفت خیلی قشنگ درخت و پارک و فلان بعد یه روز این یکی دگ خسته میشه میگه اگه این بمیره من میرم اونجا و میکشتش اما وقتی میره میبینه اونطرف فقط یه دیواره سیاهه خب این برای حسادت نکردن داستان خ خوبیه بنظرم گرچه من خوب تعریف نکردم😂